آینده در دستان ماست
تاریخ : چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲
نویسنده : shabnam
slm

bache ha in term harkasi k ammaliat keshavarzi bardashte nemitone bishtar az18 vahed bardare...

va ella moshkel pish miad....

lotfan ettela resani konid..

mersi


تاریخ : پنجشنبه ۱۷ بهمن۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
نمایش راه پیروزی به مناسبت دهه فجر به کارگردانی امین کاظم زاده و بازی مسعود حسین زاده و محمد رضا خطیب هر روز در نمایشگاه دستاوردهای انقلاب اجرا میشود. ساعت اجرا 10 تا 1 عصر از 16 تا 22 بهمن همه روزه...

میتونین در ادامه مطلب سه عکس از روز اول اجرای این نمایش ببینین..دوست خوبم مسعود حسین زاده در این نمایش دو نقش رو ایفا میکنه که بهش خسته نباشید میگم...



تاریخ : سه شنبه ۸ بهمن۱۳۹۲
نویسنده : shabnam

مردی رو به آسمان کرد و به ماه گفت:
چرا همسر من یک گل رز که عمرش یه روزه و بعد میمیره رو دوست داره! ولی من که هر روز براش می میرم رو دوست نداره؟؟؟؟
ماه جواب داد: وای خیلی قشنگ بود.لايك بهت :D


تاریخ : سه شنبه ۲۴ دی۱۳۹۲
نویسنده : zahra
گران نخرید


فروش انواع کاغذ دیواری قابل شستو شو با رنگ ثابت 


20 درصد ارزان تر از همه جا 


شماره تماس:09151186343 آقای خورشیدی


...
تاریخ : یکشنبه ۲۲ دی۱۳۹۲
نویسنده : shabnam
وقـتی از چـشمِ کـسی بیُــفتی ،


مثلِ یــک قـــطره اشک ..

دیگــه فــرقـی نمیــکنه کجـــا بـــاشی !!!

گوشه ی چشم ..

رویِ گونه ...

و یا ...

رویِ خــاک ! ...

تـــو دیـگــه چــکیــدی !!!


تاریخ : پنجشنبه ۱۹ دی۱۳۹۲
نویسنده : zahra

فروش انواع کاغذ دیواری قابل شستوشو بدون تغییر 


رنگ به قیمت تهران...


زیر نظر آقای محمد خورشیدی....


هر کی خواست به من بگه یا نظر بذاره تا شمارشونو 

بدم.........

با تشکر


تاریخ : دوشنبه ۹ دی۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
خوب روز و زمین هم با هم کش و قوس ها و کم و کاستی هاش تموم شد...با اینکه نا هماهنگی های برای تبلیغات و برنامه ریزی داشت اما بازم خوب اومدن مخصوصا سانس دوم امشب که حدود 40 نفر در سالن بودن...امیدوارم کم و کاستی ها رو توی بازی من و مسعود ببخشید به هر حال کار اولمون بود و صد در صد کاستی های زیادی داشته...جا داره همینجا یه تشکر ویژه از دوستان خوبم که تنهامون نذاشتن بکنم..از دوست خوبم حجت که دو سانس رو دید همچنین محمد رضای گل که دو بار اومد و دوستشم اورد همچنین رحیم و محمود عزیز...و مخصوصا تشکر از خانومهای همکلاسی خانوم رنگ امیز فلاح روشندل براهویی رادمرد پاینده که اومدن و کار رو دیدن و کلی هم خوشحالمون کردن...امیدوارم بتونیم کاستی های باقی مونده رو توی کارهای بعدیمون جبران کنیم...اینکار قراره برای اواسط ترم اینده یه سانس دیگه به صورت گسترده تر با تبیلغات بهتر و برنامه ریزی بهتر هم اجرا بشه که امیدوارم اونجا هم تنهامون نذارین...موفق و سربلند باشید...

برای دیدن گزارش تصویری این نمایش از سایت مشهد تریبون اینجا کلیک کنید


تاریخ : یکشنبه ۸ دی۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
به نام خدا. گزارش تصویری از اجرا و تمرینهای نمایش های چند قالب یخ با بازی دوست خوبم مسعود حسین زاده و نمایش (( پاکو )) با بازی خودم محمد رضا خطیب هر دو کار به کارگردانی امیر نجفی:


تاریخ : یکشنبه ۸ دی۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza

«روز و زمین»؛ از امروز در مشهد

نمایش «روز و زمین» به نویسندگی و کارگردان محمد بهاران کاری از کانون تئاتر دانشگاه فردوسی و گروه هنری شبیه از امروز به­روی صحنه می­­رود.

به گزارش «پایگاه اطلاع ­رسانی مشهدتئاتر» در روزهای7 و 8 و 9 دیماه ساعت 17 و 18 در (دو نوبت) در آمفی تئاتر پردیس دانشگاه فردوسی اجرا می­شود.

در این نمایش محمود روحبخش، امیرحسین خلخالی استاد، محمدحسن میرحسینی، محمدرضا خطیب و مسعود حسین زاده بازی می­کنند.

در نمایش «روز و زمین» حمید درودی مدیریت تولید، محمد بهاران طراحی صحنه، مجید ظریف طراحی لباس، عطا مصطفوی انتخاب و تنظیم موسیقی، کمال ابراهیمی مقدم طراحی پوستر را بر عهده دارند.

منبع : مشهد تئاتر

تاریخ : شنبه ۷ دی۱۳۹۲
نویسنده : hojjat
امروز رفتم تئاتر روز و زمین با بازی دوستای خوبم محمدرضا و مسعود دیدم بسیار لذت بردم به تمام بچه ها پیشنهاد میکنم برن ببیند ارزشش رو داره.جا داره یه خسته نباشی هم به گروه بازیگری و کارگردانی بگم و همچنین یه تشکر و خسته نباشی ویژه هم به دوستای گلم .امیدوارم موفق باشید و روز به روز شاهد پیشرفت تون باشم.


تاریخ : جمعه ۲۹ آذر۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
به همت کانون تئاتر دانشگاه فردوسی مشهد و همکاری شرکت هنری (( شبیه )) برگذار میشه :

نمایش روز و زمین


در نمایش «روز و زمین» حمید درودی مدیریت تولید، محمد بهاران طراحی صحنه، مجید ظریف طراحی لباس، عطا مصطفوی انتخاب و تنظیم موسیقی، کمال ابراهیمی مقدم طراحی پوستر را بر عهده دارند.

نویسنده و کارگردان : محمد بهاران

بازیگران: محمود روح پرور. مسعود حسین زاده. محمد میر حسینی . امیر حسین استاد و محمد رضا خطیب

تاریخ اجرا : شنبه 7 یکشنبه 8 و دوشنبه 9 دی ماه

سانسهای اجرا : در دو سانس ساعت 17 و 18

محل اجرا : آمفی تئاتر پردیس دانشگاه فردوسی مشهد

قیمت بلیت : 10000 ریال

با تشکر از حمید درودی دبیر کانون تئاتر دانشگاه فردوسی برای هماهنگی های محل اجرا و محل تمرین ها

این کار یک ماهه داره روش کار میشه کلی تمرین در داخل دانشگاه و در شرکت شبیه انجام شده و از همه شما دوستان گرامی و همکلاسیهای عزیز دعوت میکنم حتما به دیدن این تئاتر بیاین و مایه دلگرمی ما باشید...با تشکر


تاریخ : دوشنبه ۲۵ آذر۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
به نام خدا. تئاتر زیبای شهر بازی با بازی محمد رضا لبیب و مهسا قدیمی در حال اجرا در تئاتر شهر واقع در پارک ملت هست...حتما برای دیدن این کار زیبا برین با نویسندگی سهند خیر ابادی و کارگردانی محمد بهارن...از 18 تا 28 اذر هر روز ساعت 5 بعد از ظهر...


کار جدید آقای محمد بهاران به نام روز و زمین که یک ماهه داره روش کار میشه و به احتمال زیاد در دی ماه اجرا خواهد شد...

نویسنده و کارگردان : محمد بهاران

بازیگران: محمود روح پرور. مهدی یاقوتی. مسعود حسین زاده. محمد رضا خطیب. محمد میر حسینی و امیر حسین استاد

محل اجرا : آمفی تئاتر پردیس دانشگاه فردوسی مشهد

اطلاعات تکمیلی رو به زودی همینجا مینویسم...از همه شما همکلاسیها و دوستان عزیزم خواهشمندم با حضورتون موجب خوشحالی ما بشین...


تاریخ : جمعه ۲۲ آذر۱۳۹۲
نویسنده : shabnam
یزرگترین اشتباه زندگیم اونجا بود که فکر کردم
اگه کاری با بقیه نداشته باشم، بقیه هم کاری با من ندارن !

وودی آلن


...
تاریخ : پنجشنبه ۲۱ آذر۱۳۹۲
نویسنده : sajjad
رفتم دیدم بازم با سگش داره گدایی میکنه.
بهش گفتم این سگت رو خیلی وقته میبینم پیشت اینو نمیخوای بفروشی؟
یه خورده سگشو نگاه کرد گفت :
آدم که رفیقشو نمیفروشه . . .


...
تاریخ : سه شنبه ۱۹ آذر۱۳۹۲
نویسنده : shabnam

ﺩﻟﻢ ﻳﮏ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻲ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ ﻭ ﺑﺰﻧﻢ ﻭ ﺑﺰﻧﻢ …. ﺗﺎ ﮐﻤﻲ ﮐﻢ ﺷﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺭ... ﺑﻌﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ …


تاریخ : یکشنبه ۱۰ آذر۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza
امروز به این نتیجه رسیدیم که در مورد مسعود تحریمها کار ساز نیست باید به گزینه نظامی فکر کنیم...

از طرف گروه ۵ +۱

خطیبی ( آمریکا)

عارفی نیا ( اسرائیل )

محمدی پور ( فرانسه )

رجب زاده ( انگلیس )

خودم ( روسیه )

+ کسی که نخواست نامش فاش شه ( لبنان )


تاریخ : چهارشنبه ۶ آذر۱۳۹۲
نویسنده : shabnam

برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی یعنی تو نیستی !

.
.
دلم تنگ است ، تو بیا بشکاف و دوباره کوک بزن !

.
.
دلتنگی یعنی تو و تو یعنی تمام دنیا …
.
.
دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد !
.
.
دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود !
.
.
نمیدانم چه رابطه ای ست بین نبودنت با رنگها ؟
دلتنگ تو که می شوم زندگی ام سیاه می شود !!!
.
.
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غــرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است …


تاریخ : شنبه ۲ آذر۱۳۹۲
نویسنده : mohammad reza

یه بار استاد امار رو دیدم گفتم برم وساطت مسعودو بکنم گناه داره...گفتم استاد گناه داره بچه خوبیه ببخشیدش من از همه لحاظ تاییدش میکنم برگشت گفت تو خودت در استانه حذفی یکی باید بیاد خود تو رو تایید کنه...دیدم راست میگه گفتم عجب هوائیه استاد ها...گفت اصلا هم هوای خوبی نیست ادم تو این هوا سگ لرزه میگیره...دیدم دو دقیقه دیگه بمونم کار به حفاظت فیزیکی میکشه الکی به دور اشاره کردم و داد زدم علی علی وایستا کارت دارم ...با اجازه استاد...


تاریخ : یکشنبه ۲۶ آبان۱۳۹۲
نویسنده : shabnam
ﻗﺼﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ :ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ. ﮔﻔﺘﻢ :ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ؟ ﮔﻔﺖ :ﺭﮔﺘﻮ ﺑﺰﻥ. ﺭﮔﻤﻮ

ﺯﺩﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻣﺶ ﺟﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ، ﮔﻔﺖ :ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﻧﻤﯿﺬﺍﺷﺘﯽﮔﻔﺘﻢ :ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻣﺎ

ﺭﻭ کصاااااافط؟


تاریخ : یکشنبه ۲۶ آبان۱۳۹۲
نویسنده : shabnam
رفیقان، دوستان دهها گروهند

که هر یک در مسیر امتحانند

گروهی صورتک بر چهره دارند
به ظاهر دوست اما دشمنانند

گروهی خیر و شر در فعلشان نیست
نه زحمت بخش و نه راحت رسانند

گروهی وقت حاجت خاک بوسند
ولی هنگام خدمتها نهانند

گروهی دیده ناپاکند هشدار !
نگاه خود به هر سو می دوانند

بر این بی عصمتان ننگ جهان باد
که چون خوکند و بل، بدتر ز آنند

ولی یاران همدل از ره لطف
به هر حالت که باشند مهربانند

رفیقان را درون جان نگه دار
که ایشان پُربهاتر از جهانند


تاریخ : شنبه ۲۵ آبان۱۳۹۲
نویسنده : Elham

بقیه عکسارو ببینید بچه ها و نظر بذارید..:) مرسش:)

 


تاریخ : سه شنبه ۲۱ آبان۱۳۹۲
نویسنده : Reza

بر تمام خنده هایم خطی از ماتم بکش
پاک کن شادی ز دل جایش هزاران غم بکش
آنقدر وقتی نمانده تا محرم فاطمه
زحمت پیراهن مشکی ما را هم بکش . . .
ایام سوگواری امام حسین (ع) تسلیت باد ..


تاریخ : یکشنبه ۱۹ آبان۱۳۹۲
نویسنده : hojjat

با هر نيتي در عزاداری ها شركت ميكنيد 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
لطفا ظروف يك بار مصرف رو داخل سطل زباله بندازيد ؛ 

رفتگر محله جزء لشكريان يزيد نبود


تاریخ : یکشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۲
نویسنده : zahra
آرزو.........

آرزو...



تاریخ : یکشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۲
نویسنده : zahra
تاریخ : یکشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۲
نویسنده : shabnam


تاریخ : شنبه ۱۱ آبان۱۳۹۲
نویسنده : zahra


در کارگه کوزه گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه برآورد خروش

کو کوزه گر کوزه خر کوزه فروش

از کوزه گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم که جام زرینم بود

اکنون شده ام کوزه هر خماری

در کارگه کوزه گری کردم رای

در پایه چرح دیدم استاد به پای

می کرد سبو کوزه را دسته وسر

از کله پادشاه واز دست گدای

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده است

این دسته که بر گردن او می بینی

دستی است که بر گردن یاری بوده است

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم

در ده قدح باده از پیش که ما

در کارگه کوزه گران کوزه شویم


تاریخ : شنبه ۱۱ آبان۱۳۹۲
نویسنده : zahra
در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

دفتر عمر مرا با وجود تو

شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی

من به بی سامانی ، باد را می مانم

من به سرگردانی ، ابر را می مانم

من به آراسته گی خندیدم

منه ژولیده به آراسته گی خندیدم

سنگ طفلی اما

خواب نوشین کبوتر ها را در لانه می آشفت

قصه ی بی سر و سامانی من

باد با برگ درختان می گفت

باد با من می گفت :

" چه تهی دستی مرد ! "

ابر باور می کرد

من در آئینه رُخ خود دیدم

و به تو حق دادم

آه ... می بینم ، میبینم

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم که تو را در خور ؟!

هیچ !

من چه دارم که سزاوار تو ؟!

هیچ !

تو همه هستی من

هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟! .... همه چیز

تو چه کم داری ؟! ...هیچ !

بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من ، این شعر من است

آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی .... شعر مرا می خوانی ؟!

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

نه .... دریغا ، هرگز

کاشکی شعر مرا می خواندی !!


تاریخ : جمعه ۱۰ آبان۱۳۹۲
نویسنده : hojjat
برای تولید 1 لیتر بنزین 23٫5 تن گیاه در گذشته مدفون شده‌است
• مورچه‌ها هرگز نمی‌خوابند

• ستاره دریایی مغز ندارد
• اختاپوس سه قلب دارد

• ماهی قرمز تنها وقایع تا سه ثانیه قبل را به یاد می‌آورد
• اگر ماهی قرمز را در محل تاریکی نگه دارید کم کم به سفید تغییر رنگ می‌دهد

• سگ‌های خال دار بدون خال متولد می‌شوند
• حلزون‌ها می‌توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند

• موریانه‌ها وقتی به موسیقی های متال گوش می‌دهند چوب را با سرعت دو برابر می‌خورند
• مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است

• هر 1 دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود
• موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود می‌سازند

• ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می‌باشد
• زرافه می‌تواند با زبانش گوش هایش را تمیز کند

• پشه‌ها دندان دارند
• سریعترین پرنده شاهین است و می‌تواند با سرعت 200 کیلومتر در ساعت پرواز کند

• کرم‌های ابریشم در پنجاه و شش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا می‌خورند
• صدای نهنگ آبی بلند ترین صدایی است که یک موجود زنده می‌تواند تولید کند

• دایناسور استگوساروس حدود 9 متر طول داشت اما مغزش به بزرگی یک گردو بود
• خرس‌های قطبی می‌توانند تا 40 کیلومتر در ساعت دویده و تا 1٫80 متر در ارتفاع بپرند

• هشتاد در صد موجودات زنده ی روی زمین شش پا دارند
• خفاش ها همیشه هنگام خروج از غارها به سمت چپ میپیچند

• سوسمار ها نمی توانند عقب عقب راه بروند
• طول عمر عقاب ها به 46 سال میرسد

• لاک پشت ها میتوانند 150 سال یا بیشتر عمر کنند
• گوریل ها وقتی مضطرب میشوند به سینه ی خود مشت می کوبند

• خون ملخ ها سفید رنگ است
• استخوان های پای خفاش آنقدر باریک است که این حیوان قادر به راه رفتن نیست

• قلب میگو در سر آن قرار دارد
• 90٪ یخ دنیا در سرزمین های قطبی است.


تاریخ : چهارشنبه ۸ آبان۱۳۹۲
نویسنده : Reza


ﺧﺎﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺵ ﺁﺏ ﭘﺮﺗﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﻭﻟﯽ
ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ,
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺪﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺪﻡ ﺑﻬﺶ,
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ,ﻫﻤﺸﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺧﺎﻟﻪ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺸﻮ ﺧﻮﺭﺩ!
ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ:
ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺕ ﺑﺪﻩ,
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺷﮑﻤﺶ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ,
ﺗﻮﺵ ﻣﺴﻬﻞ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ!
|: |: |:
ﺍﻻﻥ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﺰﯼ ﻻﯾﻒ ﻧﺸﺴﺘﻢ




آخرین مطالب